مریم نانکلی

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

داستان‌گویی در کپی‌رایتینگ چیست؟ | چرا و چگونه کپی‌رایتری قصه‌گو شویم؟

وقتی از داستان حرف می‌زنیم ذهن خیلی‌ها مستقیم به سمت ادبیات و رمان و داستان‌نویسی می‌رود. اما داستان‌سرایی فقط کار داستان‌نویس‌ها نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین مهارت‌های کپی‌رایتر است و اتفاقاً همان نقطه‌ای است که سطح کار کپی‌رایترها را از هم جدا می‌کند. بیش‌تر مقاله‌هایی که برای وبلاگ شخصی‌ام می‌نویسم از دل ساعت‌ها کار کردن بیرون آمده‌اند؛ چالش‌هایی که خودم در نوشتن دارم. همچنین سناریوهایی که برای ویدیوهای شرکت می‌نویسم، اغلب ایده‌هایشان را از دغدغه‌های واقعی مشتری‌ها در کامنت‌ها و گفت‌وگو با همکارانم گرفته‌اند. حتی بعضی از ایده‌های داستانی‌ که در محتوا استفاده می‌کنم، مستقیم از جلسه‌های کاری و هدف‌هایی که مدیرهای سازمان و صاحب برند دنبالش هستند بیرون می‌آیند. کپی‌رایتر مدام در حال زندگی کردن داستان‌هایی است که قرار است بعداً برای فروش تعریفشان کند. داستان می‌تواند هر چیزی باشد که تصویری شفاف از شما، کسب‌وکارتان و کاری که انجام می‌دهید بسازد.

کپی‌رایتر هرقدر هم دقیق و شفاف محصولی را معرفی کند، ربات بهتر انجامش می‌دهد. اما وقتی به‌جای ردیف کردن ویژگی‌ها، داستان واقعی ساختن محصول را تعریف می‌کنیم – از لحظه‌ای که جرقه‌ی ایده در انگشت‌هایتان جان گرفت تا شکست‌هایی که در مسیر تولید خوردید – مخاطب مکث می‌کند، لبخند می‌زند و با علاقه و نه از سر نیاز، اسکرول کردن را ادامه می‌دهد. این محتواها معمولاً بیش‌ترین بازخورد را می‌گیرند. داستان اول توجه را می‌گیرد، بعد احساس را برمی‌انگیزد و سرانجام به اعتماد و اقدام ختم می‌‌شود.

گاهی داستان، قصه‌ی شروع برند است: همان تصمیم جسورانه‌ای که باعث شد از شغل منفورتان استعفا بدهید و اولین سفارش را با دست لرزان برای اولین مشتری آماده کنید. قصه گاهی روایت یک مشتری است که محصول شما زندگی روزمره‌اش را ساده‌تر کرده است و گاهی تصویری از آینده‌ای بهتر؛ این‌که زندگی با محصول یا خدمت شما چه شکلی می‌شود.

تمرکز داستان‌نویس باید بر خود و آفرینش هنری باشد، اما تمرکز کپی‌رایتر در داستان‌گویی باید بر مخاطب باشد. خیلی از داستان‌نویس‌ها به‌خوبی از ویژگی‌های داستان‌های پرفروش باخبرند ولی داستان بازاری نمی‌نویسند؛ حال آن که بهترین داستان‌های تاریخ ادبیات همان داستان‌های مهجور هستند. اما در کپی‌رایتینگ، روایت – چه واقعی، چه الهام‌گرفته از مشتریان، چه سناریویی فرضی – وسیله‌ی ارتباط انسانی با مخاطب است. محتوا را خنثی نمی‌گذارد و به آن جان می‌دهد. مخاطب را وارد دنیایی می‌کند که در آن برند شخصیت و هدف دارد و قابل لمس است. و همه‌ی این‌ها برای این است که مخاطب با شما همراه شود. بنابراین در کپی‌رایتینگ مسئله خودِ داستان‌گویی نیست، مسئله داستانی است که مخاطب می‌خواهد بشنود. داستانی که در کپی‌رایتینگ تعریف می‌کنید باید داستان مخاطب باشد، حتی اگر داستان پایه‌ریزی برندتان باشد. شما در کپی‌رایتینگ داستانتان را تعریف نمی‌کنید که خودتان را قهرمان معرفی کنید؛ داستان می‌گویید تا نزد مخاطب اعتبار به دست آورید. همیشه هدفتان از داستان‌گویی را به خودتان یادآوری کنید تا از کپی‌رایتر به راوی تغییر جایگاه ندهید.

 

چرا داستان‌گویی در کپی‌رایتینگ مهم است؟

قصه‌ها مثل هر فرم زبانی دیگری از تعدادی کلمه تشکیل شده‌اند که زنجیروار به هم متصل‌اند. مغز برای درک قصه باید ارتباط میان واژه‌هایش را بفهمد و همین موضوع نیم‌کره‌ی راست را درگیر می‌کند. از طرف دیگر، فضای خلاقانه و حسی داستان نیم‌کره‌ی چپ را هم به کار می‌اندازد. نتیجه این است که داستان درگیری بسیار بیش‌تری نسبت به سایر محتواها برای مغز ایجاد می‌کند.

داستان‌گویی صرفاً متن تبلیغاتی را زیباتر نمی‌کند. وقتی اطلاعات را به روایت تبدیل می‌کنیم، مخاطب به‌جای این‌که فقط بداند، می‌بیند و احساس می‌کند. ترغیبی که از این راه حاصل می‌شود فقط علاقه‌مندی سطحی نیست، بلکه به اقدام واقعی می‌انجامد.

 

داستان ویژگی‌ها را به‌عنوان مزیت‌هایی برای بهتر شدن زندگی معرفی می‌کند

همیشه تیم طراحی محصولات شرکت برای رونمایی از کالکشن شوق‌مندند؛ محصولی مطابق ترندهای روز تولید می‌کنند که دوست دارند در تبلیغات خوب دیده شود. اما معمولاً وقتی ازشان می‌پرسم: «داستان این محصول چیست؟» یا «چرا این محصول را تولید کردید؟»، جوابی ندارند. قطعاً این قصه‌ی جذابی نیست که بگوییم «چون امسال این مدل ترند شده و نمی‌خواستیم از رقبا عقب بمانیم». هر محصول داستانی دارد و داستانش پیش کسی است که به آن نیاز دارد. اگر برای معرفی محصولی فقط به‌صورت خنثی ویژگی‌هایش را ردیف کنید، عکس و ویدیو از قبل کار را بهتر از شما انجام داده‌اند. کپی‌رایتر در متن تبلیغاتی باید بگوید این محصول برای کیست و چرا او باید از آن استفاده کند. ماه پیش یک کیف با طراحی جدید و متفاوت از کیف‌های مینیمال همیشگی برند طراحی شد. تیم فروش برای تارگت ماهانه هیچ حسابی رویش باز نکرد. اما با یک رونمایی ویژه در اینستاگرام و متن تبلیغاتی داستان‌محور در وبسایت که اشاره داشت این کیف مطابق نیاز روزمره‌ی زن مستقل ۲۰۲۶ طراحی شده، خیلی زود جای خودش را میان پرفروش‌های برند تثبیت کرد. یعنی هم مشتری نیاز روزش را یافت، هم برند به‌عنوان برندی به‌روز در ذهن ماند. در این صفحه‌ی فروش فقط کافی بود یک روزکاری زنی پرمشغله تعریف شود، که شد.

 

چگونه داستان‌سرایی را در متن خود بگنجانیم

لازم نیست هر داستانی با «روزی روزگاری» شروع شود. اما اصول داستان‌سرایی را می‌توان در همه چیز، از صفحه‌ی اصلی گرفته تا کپشن‌های اینستاگرام، گنجاند. در ادامه چند روش برای قصه‌گویی مؤثر در کپی‌رایتینگ آورده‌ام:

 

۱. با داستان برند خود شروع کنید

به مردم بگویید چرا کسب‌وکارتان وجود دارد. سعی داشتید چه مشکلی را حل کنید؟ می‌خواستید به چه کسی کمک کنید؟ چه تجربه‌ای داشتید که احساس کردید کسی به آن نیاز دارد و دست به کار شدید؟ پیشینه‌ی تأسیس برند با لحن صادقانه ارتباط احساسی زیادی با مخاطب می‌سازد که سبب می‌شود او خودش را در بخشی از برند شما و هم‌مسیرتان بداند نه کسی که فقط چیزی ازتان می‌خرد.

 

۲. از روایت‌های مشتری‌ها استفاده کنید

ثبات جایگاه اجتماعی برند را قدرتمند می‌کند، به ویژه وقتی از زبان مشتری روایت شود. فقط کامنت‌ها و بازخوردها را به اشتراک نگذارید، داستان مشتری را بگویید. او با چه چالشی روبه‌رو بود؟ محصول یا خدمات شما چگونه به او کمک کرد؟ این کار محصول یا خدماتتان را برای مخاطب بسیار قابل‌درک‌تر و جذاب‌تر می‌کند و اعتبار اجتماعی برند را ثابت می‌کند.

بازنشر نقد و بررسی‌های اهل فن درباره‌ی کارتان همیشه لازم و مفید است؛ ولی این نباید سبب شود تأثیر نظرها و تجربه‌های شخصی کسانی که برای خدمت به آن‌ها برند ساختید را دست‌کم بگیرید. یکی از تکنیک‌های مهم برای این کار این است که مشتری شرایط سخت قبل از آشنایی با شما و شرایط خوب بعد از آن را روایت کند. فرم قصه به شرایط کسب‌وکار شما و روایت مشتری بستگی دارد. می‌توان این کار را با عکس قبل و بعد، ویدیوی تبلیغاتی یا یادداشتی کوتاه به نتیجه رساند.

 

۳. سناریوهای مرتبط بسازید

از داستان‌های کوتاه در تبلیغات، استوری‌های اینستاگرام، پست‌های وبلاگ یا ایمیل‌های خود استفاده کنید تا برای مخاطب تصویر بسازید. به خوانندگان کمک کنید خودشان را در آن موقعیت تصور کنند و کسب‌وکارتان را به‌عنوان یک دوست ببینند.

مثلاً کتاب‌فروش به‌جای این‌که در فصل نمایشگاه کتاب مثل همه بگوید «تخفیف‌های ما را از دست ندهید»، می‌تواند بنویسد: «جنگ می‌شود و آتش‌بس می‌شود؛ فرصت زندگی گرفته می‌شود. اینترنت قطع می‌شود و وصل می‌شود. فرصت دانستن حقیقت گرفته می‌شود. این زمان خالی برای فهمیدن و مطالعه را خودمان از خودمان نگیریم.» ساده، مؤثر و مستقیم به آشفتگی و ناامیدی جامعه‌ی جنگ‌زده اشاره می‌کند و در پس آن امید ادامه دادنی نهفته است و مخاطب می‌داند این متن را ناشری دغدغه‌مند نوشته نه یک دلال کتاب.

 

۴. یک صدای برند ثابت بسازید

داستان‌سرایی فقط زمانی مؤثر است که منسجم به نظر برسد و صادقانه باشد. لحنتان خنده‌دار و گستاخانه است؟ گرم و اطمینان‌بخش است؟ هرچه هست، آن را در تمام پلتفرم‌های خود ثابت نگه دارید. این کار به‌مرور زمان آشنایی و اعتماد می‌سازد. اما اگر مخاطب هر بار صدای جدیدی از شما بشنود نمی‌تواند نزدیکتان شود چون هر بار غریبه‌اید و او نمی‌تواند تشخیص دهد شما کدام یک از این صداها هستید. بی‌اعتمادی آفت هر ارتباط است؛ چیزی که ذره‌ذره آن را به پایان می‌رساند. پس هرگز با لحن برند شوخی نکنید و به طمع نوشتن متنی خلاقانه و بفروش شخصیت برند را زیر سؤال نبرید.

 

نتیجه‌گیری

داستان‌گویی در کپی‌رایتینگ یعنی متنی که فقط اطلاع‌رسانی نمی‌کند، بلکه مخاطب را قدم‌به‌قدم با برند و فعالیت‌هایش همرا می‌کند و می‌خواهد آنچه را که خودش حس می‌کند، او هم احساس کند. درست مثل یک داستان که آغاز و میانه و پایان دارد؛ از جایی شروع می‌کنیم، تغییری رخ می‌دهد و به نتیجه می‌رسیم. اما تفاوتش با داستان‌نویسی این است که هرچند باید با شفافیت بالا با مخاطب ارتباط برقرار کند و احساساتش را برانگیزد، ولی در نهایت هدف اصلی‌اش ترغیب مخاطب به اقدام است.

وقتی آمار بازدید صفحه‌های سایت و پست‌های اینستاگرام را چک می‌کنم، همیشه بازدید محتواهای داستان‌محور چند برابر بیش‌تر است. جالب‌تر این‌که هرچه داستان شخصی‌تر باشد و موضوعش جزئی‌تر، از داستان‌های معمولی هم بیش‌تر خوانده می‌شود. دلیل این‌که هنوز شغل کپی‌رایتینگ وجود دارد و هر روز هم نیاز به آن بیش‌تر می‌شود همین است: خوب داستان گفتن محتوا را از انبوه محتواهای مشابه جدا می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *