بارها شده کلیدواژهای را در گوگل جستوجو کردهایم تا دربارهاش اطلاعاتی کسب کنیم و برای خواندن مطلب مورد نظرمان ناگزیر از ورود به یک سایت تجاری شدهایم. بعضی وقتها با خواندن مطلب، کارمان تازه با آن سایت شروع شده و بارها به دلایل مختلف به آن سایت سر زدهایم. در چنین مواقعی کپیرایتر کسبوکار کارش را خوب انجام داده است؛ نمیگویم کارش را «درست» انجام داده چون این به طول زمانی که سر زدن مخاطب به سایت ادامه بیابد بستگی دارد.
اما مقاله و وبلاگ چه تأثیری بر بازدید و فروش یک سایت تجاری دارد؟
تفاوت وبلاگنویسی و کپیرایتینگ
وبلاگنویسی و کپیرایتینگ دو واژهی پرتکرار در حوزهی تولید محتوا هستند و شاید گاهی به جای هم استفاده شوند؛ اما هدف هر کدام متفاوت است و برای انجامشان مهارتهای جداگانهای لازم است.
وبلاگنویسی
وبلاگنویسی یعنی تولید محتوا برای وبلاگهای شخصی، آموزشی یا تجاری. وبلاگنویسها معمولن تجربههای شخصی، تحلیلها یا متنهای آموزشی در حوزهی تخصصیشان را مینویسند و هدفشان اطلاعرسانی، ارتباط با مخاطب یا سرگرم کردن او است. وبلاگنویس گاهی از کلام قانعکننده هم بهره میگیرد اما هدف اصلی وبلاگ ایجاد رابطهی بلندمدت با مخاطب است که این کار با ساختن اعتبار در یک حوزهی مشخص با ارائهی محتوای ارزشمند و قابل اعتماد به دست میآید.
کپیرایتینگ
کپیرایتر محتوا را با هدف تأثیرگذاری بر مخاطب و به عمل وا داشتن او مینویسد. برخلاف وبلاگنویسی که بیشتر ماهیت آموزشی یا تحلیلی دارد، کپیرایتینگ بر نتیجه متمرکز است؛ مثلن کپیرایتر سعی میکند مخاطب را به خرید محصول، شرکت در وبینار، ثبتنام در خبرنامه یا کلیک روی لینک ترغیب کند. کپیرایتر با استفاده از زبان استدلال، درک نیاز و نقطه ضعف مخاطب، و تأکید بر مزایای محصول یا خدمت، احساسات خواننده را درگیر میکند. او با تیترهای قوی، داستانسرایی تأثیرگذار و دعوت به اقدامهای هوشمندانه توجه مخاطب را جلب میکند و میکوشد حفظش کند. کپیرایتر همهی این کارها را میکند تا به مخاطب انگیزهی اقدام کردن بدهد.
وبلاگ کپیرایتینگ
تقاطع مسیر وبلاگنویسی و کپیرایتینگ، وبلاگ کپیرایتینگ است؛ جایی که ایجاد رابطه با مخاطب و دعوت او به اقدام در یک نقطه قرار میگیرند.
وبلاگ کپیرایتینگ برای وبسایت تجاری چیست و چرا باید برایش وقت گذاشت؟
بلاگِ سایت تجاری همان چیزی است که زنده بودن سایت را نشان میدهد. هرچه ارتباط بهتری میان مخاطب و وبلاگ برقرار شود، یعنی سایت جاندارتر و شادابتر است و در مسیر رسیدن به اهدافش حرکت میکند. وبلاگ کپیرایتینگ یعنی نوشتن محتوایی که مخاطب را جذب کند و برای کسبوکار سودبخش باشد.
وبلاگ کپیرایتینگ یکی از روشهای غیرمستقیم برای سوددهی تجاری است و اگر اصولی و هدفمند انجام شود وجه تمایز بزرگی با رقبا برای برند میسازد. اولین نتیجهاش این است که وقتی کپیرایتر با رعایت اصول سئو وبلاگنویسی کند به خوبی میتواند سایر برندها را از صفحهی اول گوگل کنار بزند و نامش را در ذهن مخاطبان حک کند؛ که میدانید این تأثیر زیادی در ایجاد اعتبار در نظر مخاطبان دارد.
اما این تازه اول راه است و البته مثل راه رفتن روی لبهی تیغ است؛ چون اگر شما سرچِ اولِ گوگل را بگیرید، ولی محتوایتان ارتباط کارسازی با فعالیت برندتان نداشته باشد، یا مخاطب به مرور متوجه عدم صداقت و بالاتر بودن سطح محتوای وبلاگ نسبت به فعالیتهای عملی و تجاری سایت شود، اعتمادش را نسبت به برند از دست میدهد و بازگرداندن این اعتماد، از پایهریزی یک برند از روز اول دشوارتر خواهد بود.
بنابراین هرگز فراموش نکنید که اصل اول کپیرایتینگ صداقت است. کپیرایتر باید بتواند با اعتماد به نفس، از سر علاقه و شرافتمندانه برند را معرفی کند. مثلن اگر یک مادهی غذایی خوشمزه مثل شکلات تبلیغ میکنید که همه میدانند مضراتش بیش از فوایدش است در برشمردن فوایدش برای بدن زیادهروی نکنید؛ در مقابل به ویژگیهایی اشاره کنید که مردم واقعن به خاطرشان شکلات میخرند نه خصوصیاتی که بهتر است یک خوراکی داشته باشد. اگر یک کلاس آموزشی مفرّح برگزار میکنید، نوشتن از استانداردهای جهانی آموزشی را فراموش کنید و در راستای گامهایتان برای معرفیاش تولید محتوا کنید؛ زیرا هر محصول و خدماتی مخاطبان خودش را دارد و شما این گونه میتوانید هممسیرهای خود را پیدا کنید و برندتان را ارتقا دهید.
اگر خلاف این حرکت کنید، یعنی اگر توان و عملکردتان خلاف باورهای قلبیتان باشد و شما ناخودآگاه دربارهی باورهایتان تبلیغنویسی یا وبلاگنویسی کنید، با دستهای خودتان اعتبارتان را مچاله میکنید؛ یعنی مخاطب را با محتوای زیبا جذب میکنید و با عملکردی مغایر با آن برای همیشه از دستش میدهید.
ویژگیهای وبلاگ تجاری سودآور
هیچ برند معتبری بخشی از وبسایتش را به انباشتن میلیونها کلمهی بیکار و بیدلیل اختصاص نمیدهد. یک وبلاگ مفید هدف و منطق قابل توجهی دارد. کپیرایتر باید طوری بنویسد که هم اطلاعرسانی کند، هم الهامبخش باشد و هم برند را به اهدافش نزدیک کند. کپیرایتر باید نیازها، دغدغهها و احساسات مخاطب را بشناسد و به گونهای به آنها بپردازد که او را برای پیگیری کردن کسبوکار مورد نظر و رسیدن به اهدافش ترغیب کند. برای این کار کپیرایتر باید کلامی قانعکننده داشته باشد، هوشمندانه قصه بگوید و برای رسیدن به اهدافش به استراتژیهای سئو توجه کند. رعایت همهی این نکات در وبلاگ کپیرایتینگ برای افزایش ترافیک وبسایت، ایجاد تعامل و تبدیل خوانندهی عادی به مشتری یا دنبالکنندهی وفادار است.
جمعبندی
وبلاگ کپیرایتینگ مهارتی است که مرز میان بازاریابی و محتوا را برمیدارد؛ روشی جدید که هیچیک از ویژگیهای نخنمای جذب مخاطب و مشتری در گذشته را ندارد. کپیرایتر با این روش واقعن به مخاطب ارزش میدهد؛ آگاهش میکند، سرگرمش میکند، آموزشش میدهد و در نهایت، برای ماندن با کسبوکار دعوت به اقدامش را اجابت میکند. بنابراین، وجه تمایز کپیرایترها در دنیای امروز، نوشتن محتوای رابطهسازی است که به اقدام مخاطب بینجامد.
3 پاسخ
سلام خانم نانکلی کتابی را میشناسید در همین حوزهی کپی رایتینگ که در کنار توضیحاتی شیوه و روش های آن را یاد بده
درود بر شما.
منابع بسیاره.
برای آغاز کتاب کپیرایتینگ نوشتهی مارک شاو رو پیشنهاد میکنم که مفصل به این موضوع پرداخته. نشر سیته چاپش کرده.
خیلی ممنونم