در این مقاله میخواهم برایتان از کارهایی که در یک روز کاری به عنوان کپیرایتر میکنم بگویم.
برنامهریزی
اولین کاری که هر روز میکنم، نگاه انداختن به تقویم محتوایی و مرور برنامهی روزهای آینده است. علاوه بر برنامهای که با گروه تنظیم میکنیم، خودم هم همیشه به مناسبتها و برنامههای سازمان توجه میکنم تا ذهنم را برای برنامههای ماههای آینده آماده نگه دارم و در این میان از ایدههای مرتبط با آنها غافل نشوم.
وقتی برنامهریزی را به عنوان اصلی در کار بدانید، میتوانید با آرامش برای همهی کارهایتان وقت بگذارید. برنامهی کارآمد زمان میخرد. مثلن اگر در میانهی کاری متوجه شوید ایده از اساس اشتباه بوده یا به هر دلیلی مجبور شوید پروژهای را کنار بگذارید و پروژهی دیگری را جایگزینش کنید، نگران کمبود وقت نمیشوید.
اگر در یک تیم حرفهای کار کنید، میبینید که مشاغل تولید محتوا مثل کپیرایتینگ اضطرابزا نیستند؛ با این حال، تیم تولید محتوا بهطور مستقیم با تیم پرفشار بازاریابی و فروش در ارتباط است؛ بنابراین طبیعی است که گاهی نگرانیهای آنها بر تیم شما نیز تأثیر بگذارد. ممکن است در روزی که تمام وقت خود را برای نوشتن یک وبلاگ برنامهریزی کردهاید، با تصمیم ناگهانی مدیر فروش -به دلیل شرایط خاصی که پیش آمده- مجبور شوید به جای آن، یک پیامک تبلیغاتی یا رشتهاستوری بنویسید. اگر این روز به ددلاین انتشار وبلاگ نزدیک باشد، دچار اضطراب میشوید و قطعن از بهرهوریتان کاسته میشود.
البته در شرایط عادی، چنین مسائلی از سوی دیگران درک میشود؛ اما چه بهتر که شما با برنامهریزی دقیق، همیشه چند قدم از تقویم محتوایی جلوتر باشید تا در موقعیتهای اضطراری هم با آرامش کار کنید. پس همیشه در برنامهریزیتان برای شرایط غیر قابل پیشبینی -به عنوان فعالیتی نامرئی- زمانی اختصاص دهید. با این روش همواره نظم انتشار محتوا در وبسایت و شبکههای اجتماعی حفظ میشود، و چه کسی است که نداند حرفهای بودن یعنی منظم بودن؟
تحقیق و مطالعه
برای نوشتن وبلاگ کپیرایتینگ باید بدانیم دیگران تا کجا رفتهاند. همیشه قبل از نوشتن، مقالههای رقیب با موضوع مورد نظرم را بررسی میکنم تا ببینم مقالهی من چه مزیتی میتواند بر آنها داشته باشد. کلمههای کلیدی برای بهینهسازی متن در گوگل را مییابم، دربارهی موضوع مطالعه میکنم و یادداشت برمیدارم، و اول از همه منابع موردعلاقهام را میخوانم تا شوق بیشتری برای کسب اطلاعات داشته باشم.
نوشتن و بازنویسی
در کپیرایتینگ هم مثل انواع نوشتن بازنویسی نقش مهمی دارد. هر چیزی که مینویسم را چند بار میخوانم و غلطهایش را تصحیح میکنم. همچنین تکتک جملهها را چند بار بلند میخوانم تا علاوه بر روان بودن متن، از هماهنگی لحن با هویت برند هم مطمئن شوم. حتا گاهی از همکارانم میخواهم جملههایم را برایم بخوانند؛ وقتی جملههایم را با صدای بلند کسانی که برای اولین بار آنها را میخوانند میشنوم بهتر تشخیص میدهم که جمله آن طور که میخواهم پیام را منتقل میکند یا نه.
همکاری با اعضای تیم خود و سایر تیمهای سازمان
بر خلاف بسیاری از انواع نوشتن کپیرایتینگ کاری نیست که در تنهایی و بدون نیاز به ارتباط با دیگران بتوانید انجامش دهید. من هر روز برای ساختن پستها و استوریهای اینستاگرام، طراحی پوستر فروشگاه، بیلبورد، بنر سایت و… به صورت مستقیم با تیم گرافیک، برای ایدهیابی و عملکرد مؤثر و هدفمند محتوا با تیم بازاریابی و برای عملی کردن آنها با اعضای تیم خودم (تولید محتوا) در ارتباطم. بنابراین یکی از ضرورتهای مهم برای موفقیت در این شغل مهارت کار تیمی و ارتباط مؤثر است.
بررسی عملکرد و نتیجهی کارهایم
پس از انتشار هر محتوایی نرخ تبدیل و ترافیک و تعامل ایجاد شده را بررسی میکنم. با این کار هر بار نیاز و نگرش مخاطبم برایم روشنتر میشود و میفهمم مخاطب هر رسانهای چه میخواهد. وقتی که برای ایدهیابی به نتیجهی این بررسیها توجه بیشتری میکنم، بیشترین بازخوردهای مثبت را از مخاطبان و همکارانم میگیرد. پس هرگز امکاناتی که به سادگی میتوانید نظر و نیاز مخاطبتان را دربارهی محتوایی که تولید میکنید بفهمید دست کم نگیرید و همیشه از آنها بهره ببرید.
هر کار بخواهم میکنم و نمیکنم
خلاقیت یکی از الزامات کار کپیرایتر است. اگر مثل یک کار مکانیکی به آن نگاه کنید خیلی زود ازش خسته میشوید؛ زیرا این گونه کمکم خلاقیتتان کمرنگ میشود. به همین دلیل علاوه بر مطالعه دربارهی خود کپیرایتینگ، در طول روز به مطالعهی آزاد داستانها و مقالههای خارج از موضوع کپیرایتینگ نیز میپردازم و همیشه آزادنویسی روزانهام را حفظ میکنم و در موضوعات دلخواهم مینویسم.
گاهی هیچ کاری نمیکنم. به گلدان روی میزم خیره میشوم یا از پنجره بیرون را تماشا میکنم. توانایی کاری نکردن، مهارت مهمی در کار خلاقانه است.
وقتی همهی این کارها را میکنم ذهنم شاداب شاداب است و در پایان ساعت کاری احساس خستگی ندارم و در چنین روزهایی بیشترین ایدهها و راههای مختلف عملی کردنشان به سرم میزند. بنابراین همیشه ذهنتان را خلاق نگه دارید و برای این کار بکوشید. بخشی از سختکوشی در کار خلاقانه کار نکردن و پروردن خلاقیت است.
مهارتهای مورد نیاز کپیرایتر
کپیرایتینگ به الهام و ذوق خلاصه نمیشود؛ بلکه ترکیبی از مهارتهای فنی، خلاقانه و تحلیلی کپیرایتری حرفهای میسازد.
مهارتهای نوشتاری
توانایی روشننویسی و مؤثرنویسی اساس کار کپیرایتر است. تسلط بر دستور زبان، علائم نگارشی، و از همه مهمتر، توانایی روایتگری و حفظ لحن و زبان برند، به تبلیغنویسی موفق میانجامد.
درک اصول بازاریابی، سئو گوگل و سایر شبکههای اجتماعی
کپیرایتر هر چه درک بیشتری از ساختار رسانههای اجتماعی، کارکرد آنها و مخاطبهای هر یک داشته باشد، مؤثرتر میتواند دانشش را در آنها به کار بگیرد. همچنین وقتی بر اصول این تأثیرگذاری مسلط باشد میداند کی و کجا باید از هر کلمه استفاده کند. تسلط بیشتر روی مخاطب و رسانهها یعنی خرج کردن کلمههای کمتر ولی غنیتر.
مثلن برای رتبه آوردن در گوگل، شناخت اصول سئو ضروری است. از تحقیق کلمات کلیدی گرفته تا ساختاردهی محتوا برای موتورهای جستجو، همهی اینها به دیدهشدن و جذب ترافیک ارگانیک کمک میکند.
مهارتهای تحقیق
هر محتوای ارزشمند بر پایهی تحقیق دقیق بنا میشود. کپیرایتر باید بتواند اطلاعات درست و قابل اعتماد را از میان منابع مختلف بیابد و آنها را به محتوایی کاربردی برای مخاطب تبدیل کند.
خلاقیت و اصالت
در دنیایی که پر از محتواهای تکراری است، خلاقیت عامل تمایز است. نگاه متفاوت به موضوعات و داشتن سبک شخصی، همان چیزی است که سبب میشود محتوای شما در ذهن خواننده بماند.
داستانسرایی
داستان خوب مغز و قلب مخاطب را با هم مال خود میکند. داستانها به نوشتهها جان میبخشند، احساسات مخاطب را برمیانگیزند و او را درگیر میکنند.
با پرورش مداوم این مهارتها و به کار گیریشان هر روز در شغل کپیرایتینگ رشد خواهید کرد.