«دهانم زیبا، چشمانم سبز» جی. دی. سلینجر | جهان کودکانۀ بزرگسالی
داستان «دهانم زیبا، چشمانم سبز» از مجموعهی «نه داستان» سلینجر، به خاطر راوی دوربینی و فرم دیالوگمحورش، پر از تصویر و صداست. آرتور بعد از مهمانی به دوست و همکار وکیلش، لی، زنگ میزند. او مست و مستأصل میگوید که باز همسرش، جوآنی، بعد از مهمانی خانه نیامده و نمیداند کجاست. در این گفتوگو، کمکم […]
«تقدیم به ازمی با عشق و نفرت» جی. دی. سلینجر | یگانگی فرم و محتوا
راوی «تقدیم به ازمی با عشق و نفرت» (از مجموعهی نه داستان) در آغاز داستان دعوتنامهی عروسی دختری را در دست دارد. او دختر را شش سال پیش فقط یک بار، وقتی در ارتش برای کشورش میجنگیده، در کافهای ملاقات کرده است. او نمیتواند به عروسی برود ولی شروع میکند به نوشتن و یادآوری خاطرهاش […]
شیوههای شخصیتپردازی مستقیم و غیرمستقیم در رمان کلیدر
محمود دولتآبادی در رمان دهجلدی کلیدر، بیش از سیصد شخصیت آفریده است؛ از گلمحمد و مارال و بلقیس گرفته تا شخصیتهای فرعی که فقط چند صفحه در داستان هستند تصویری دقیق و درونی چندبعدی دارند. او برای ساختن این شخصیتها دو روش را در پیش گرفته؛ گاهی مستقیم شخصیتها را پردازش کرده، و گاهی گذاشته […]
دربارۀ داستان «در قایق بادبانی» جی. دی. سلینجر
وقتی داستان «در قایق بادبانی» سلینجر را میخواندم مدام «یک روز عالی برای موزماهی» یادم میآمد. در بخش اول «در قایق بادبانی»، دو زن دربارهی شخصیتی بحرانزده گفتوگو میکنند؛ یکی غر میزند و دیگری آرامتر است. در بخش دوم، دختر خانوادهی گلس، صحنهای دو نفره با یک کودک میسازد. در «موزماهی» این کودک سیبیل است […]
دربارهی داستان «مرد خندان» جی. دی. سلینجر
راوی داستان «مرد خندان» جی. دی. سلینجر، چهارمین داستان از مجموعهی نه داستان، مردی است که خاطرات نهسالگیاش را روایت میکند؛ وقتی که عضو گروهی به نام «باشگاه کومانچی» بوده. این گروه را دانشجوی حقوقی اداره میکرد که بچهها رئیس صدایش میکردند. رئیس هر روز بچهها را با اتوبوس به پارکهای مختلف برای گردش […]
دربارهی داستان «در آستانهی جنگ با اسکیموها» جی. دی. سلینجر
بهانهی روایت «در آستانهی جنگ با اسکیموها» از مجموعهی «نه داستان» سلینجر اختلاف دو دختر نوجوان بر سر کرایهی تاکسی است. این موقعیت روزمرهی تازه به تدریج سبب نمایان شدن لایههای شخصیتی آنها میشود. جینی برای گرفتن سهم کرایهای که هر روز به جای سلنا پرداخته به خانهی آنها میرود. در فاصلهای که سلنا به […]
دربارهی داستان «عمو ویگیلی در کانتیکات» جی. دی. سلینجر
شخصیت اصلی داستان «عمو ویگیلی در کانتیکات»، دومین داستان از مجموعهی «نه داستان»، «الوئیز» زنی خانهدار است که زندگی مجللی دارد ولی از آن راضی نیست. الوئیز بیشتر به گذشته و دوستپسر سابقش، والت، که در جنگ کشته شده میاندیشد و در افسوس آن است. فرم داستان این گونه است که مری جین، دوست زمان […]
دربارهی داستان «یک روز عالی برای موزماهی» جی.دی.سلینجر | جنگ و روان انسان
«یک روز عالی برای موزماهی» اولین داستان مجموعهی «نه داستان» جی. دی. سلینجر است. این داستان در سه بخش بههمپیوسته روایت میشود که دو بخش اول و آخر آن با بخش میانی تفاوت زیادی دارد. خلاصهی داستان داستان با صحنهای در هتلی در ساحل میامی میآغازد. موریل در اتاقش تنهاست و در حال لاک […]
«سنگی بر گوری» جلال آلاحمد | سعادتمندی با روایتگری
«سنگی بر گوری» جلال آلاحمد آخرین اثر اوست که دوازده سال پس از فوتش منتشر شده است. او گفته بود که این کتاب اصلاحاتی میخواهد ولی فرصت انجامش را نیافت. «سنگی بر گوری» رمان-خودزندگینامه است؛ چون شخصیت اصلی داستان خودش و قصهی بچهدار نشدنش است؛ ولی در عین حال کاملاً ساختار داستان را دارد و […]
داستانگویی در کپیرایتینگ چیست؟ | چرا و چگونه کپیرایتری قصهگو شویم؟
وقتی از داستان حرف میزنیم ذهن خیلیها مستقیم به سمت ادبیات و رمان و داستاننویسی میرود. اما داستانسرایی فقط کار داستاننویسها نیست؛ بلکه یکی از مهمترین مهارتهای کپیرایتر است و اتفاقاً همان نقطهای است که سطح کار کپیرایترها را از هم جدا میکند. بیشتر مقالههایی که برای وبلاگ شخصیام مینویسم از دل ساعتها کار کردن […]